تبليغاتX
عصر بیداری

عصر بیداری

این روزها عمده مطالب اینترنتی خصوصا وبلاگهای ایران به کپی پیست مبتلا گشته اند. تکرار و عدم تولید وبلاگ نویسها به خودی خود عیب است یا خیر بحث دیگری است؛ ولی وقتی این کپی و پیست ها بدون تامل و تفکر صورت بگیرد مشکل افرین میشود و فضایی را مهیا میسازد که هر کس هر چه که میخواهد میگوید و فضای مجازی محلی برای شایعه پراکنی و تهمت زنی میشود.

نمونه اول

"درجریان تخریب قبور در راستای فعالیت وهابیون در مدینه ، یكی از وهابیون برای تخریب گنبد مطهر حضرت رسول (ص ) و برای بمب گذاری به بالای گنبد می رود كه ناگهان صاعقه ای با او برخورد می كند و او همان جا خشك می شود.

بعدها وهابیون هر كاری می كنند كه جسد این شخص را از آنجا جدا كنند نمی توانند و نا چار میشوند به این گونه كه مشاهده میكنید آن را پنهان كنند. از طرف دیگر هم مدعی شده اند که این برآمدگی برای امور اضطراری! در گنبد خضرای نبوی ایجاد شده است و از آن به عنوان «دریچه رحمت» برای نزول باران!! نام می برند."

--------------------------

فاقد سند بودن

نویسند وبلاگ در مقام اوردن سند مخاطب را به سایت خبری حواله کرده که موقتا بسته است و اگر باز بود پیدا کردن خبر محال و اگر پیدا هم شود بازهم سند نمیشود زیرا سند باید نزد مخاطب از ابرو و وجاهت برخوردار باشد برای مثال نقل بیانات رهبری از سایت لیدر یا خامنه ای بهتر است و یا سایر سایت ها

دلیل عقلی بهتر از نقلی

اگر در کنار اورد سند که عموما معتبر نیست به عقل خود رجوع کنیم بسیاری از مشکلات رفع میشود

پرسش سوالاتی هم چون

تخریب گنبد از بالا صورت میگیرد؟ ویا از ستون های حمال یا حداقل از کناره گنبد

وزن بالای مواد منفجره و بالا بردنش توسط یک نفر؟

چگونگی بالا رفتن از گنبد؟ احتمالا وهابی مورد نظر قهرمان صخره نوردی بوده!

و ...

اندکی تحقیق و سپس پیست

اگر نویسندگان کمی تحقیق میکردن در گوگل بحث های مختصر مبنی بر "فاقد سند بودن" یا روایت دیگر که نویسنده به راحتی از ان گذشته

"در زمان عثمان خشكسالي شده بود. مردم به خانه عايشه رفتند تا از او بخواهند براي نزول باران دعا كند. عايشه گفت: به قبر پيامبر متوسل شويد و از پيامبر بخواهيد براي شما طلب باران كند. روزنه اي را از سقفي كه براي پيامبر ساخته ايد به سوي آسمان باز كنيد تا آسمان با ديدن قبر پيامبر ابرهاي رحمت الهي را به خود جذب كند. مردم اين كار را كردند و باران هم باريد. مردم پنجره اي در جاي آن روزنه ساختند و تا قرنهاي نهم رسم مردم اين بود كه هر گاه خشكسالي بود و مردم نماز استسقاء ميخواندند اين پنجره را باز ميكردند و البته نتيجه خوبي هم ميگرفتند. تا اين كه قبه خضراء در زمان عثماني ساخته شد و به خاطر ويژه بودن اين روزنه شكل و شمايلي هم به آن دادند كه از دور شبيه قبر به نظر ميرسد."

پس اگر نویسنده به سندیت توجه میکرد و کمی جستجو و تعقل هم اضافه میکرد دیگر این چنین نمیشد


نمونه دوم

 داستان سفره عید نوروز پرفسور حسابی و انیشتن اتفاق افتاده

نقد داستان سفره عید نوروز

http://www.ahmad-lak.blogfa.com/9001.aspx


برچسب‌ها: نقدی بر خرافات
نوشته شده در 91/02/25ساعت 22:47 توسط Dideban|

یکی از عکسهایی که منو ، پیر کرد:

نه اون قدر احمقم که "انفعال" را توجیه کنم و نه انقدر شجاع که همچون چمران هجرت کنم بهر جهاد


برچسب‌ها: عکس, عکس سوزناک
نوشته شده در 91/02/03ساعت 19:58 توسط Dideban|

فردریک کبیر ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست.
او یک روز سوار بر اسب با همراهانش در مسیر یکی از خیابان های برلین می گذشت
، گروهی از مخالفان اعلامیه تند و تیزی علیه او بر دیوار چسبانده بودند.
فردریک آن را به دقت خواند و گفت: “بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند
ما که سوار اسب هستیم آن را به راحتی خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند.  آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود”.
یکی از همراهان با حیرت گفت: “اما این اعلامیه بر ضد شما و اساس امپراتوری است
”.
فردریک با خنده پاسخ داد: “اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه چند خطی ساقط شود همان بهتر که زودتر برود و حکومت بهتری جای آن را بگیرد، اما اگر حکومت ما براساس قانون و نیک خواهی و عدالت اجتماعی و آزادی بیان و قلم استمسلم بدانید آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد."

برچسب‌ها: ازدای بیان, فردریک, داستان کوتاه, داستان سیاسی, ازدی
نوشته شده در 91/01/17ساعت 10:38 توسط عصر بیداری|

 " صداقت بهترین سیاست است" هر چند این جمله ی سروانتس  برای عده ای که سیاست را دروغ و قدرت فساد اور میشناسن مضحک است ولی برای امام خمینی که سیاست مبتنی بر اخلاق اسلامی را دنبال میکرد صداقت از بهترین سیاستها است

این روزها بارها میگویند تحریم ها روی ایران اثر نگذاشته

اروپایی ها ضرر میکنن

تحریم ها ، فرصت هستن

نتیجه ای که هر کسی با هر سطحی از هوش میتواند بگیرد "بهتر است ایران را بیشتر تحریم کنند تا ضرر اروپا و فرصتهای ایران بیشتر شود" ولی از سوی دیگر مسئولان در پی رایزنی هستن تا ضمن عدم عقب نشینی در موضوع ناموسی هسته ای، بار تحریم ها را کاهش دهند گویی خود به انچه میگویند باور ندارن و در پی "فرصت سوزی" گام برمیدارن

ای کاش مسولین کشور با صداقت از مشکلات سخن میگفتن و سفره ی پاره و خالی نظام را با صداقتشان پر میکردن

ای کاش روزهای حکومت امام بر قلبها تکرار شود

هر چند که برای چنین تکراری ، چنان صداقتی لازمست

که امروز نه در بالا و نه در پایین خبری از ان نیست

یاد صداقت امام بخیر

 

----------------------------------------------------------------

 

تحریم که فرصت شود

فرصت که نعمت شود

 شکر نعمت نعمت افزون کند

شکر تحریم تحریمت افزون کند

 


برچسب‌ها: تحریم, فرصت, خمینی, سیاست, صداقت
نوشته شده در 91/01/15ساعت 23:59 توسط Dideban|

بچه بسیجی ست و یک دنیا کار سلبی. یک بسیجی باید حواسش به همه جا سینما، موسیقی همایش و هزار حوزه ی دیگرباشد اما این حواس جمع فقط مشکلات را میبیند و این دیدن مشکلات به انتقادی بیشتر نمیانجامد و اگر دز انقلابی بودن بیشتر شود چند حرکت فراقانونی. حالا این جوش و غروش اسیاب چه کسی را میچرخاند و دودش به چشم چه کسی میرود سر دراز دارد

روزی کارگردانی، سلحشورانه جماعت سینما را به فحش میگیرد و روزی دیگر انصار حزب الله که سیره اش دشمن شناسی، تحصن، تجمع و... است برای جلوگیری از اکران فیلمی تجمع میکنند که چه شود؟ که اکران نشود.

فیلمی که مجوزفیلمبرداری و تولید را گرفته؛ در فجر اکران شده ؛ مجوز اکران عمومی گرفته و حالا بعد از این همه "مجوز بازار" حق صاحب فیلم است که سودش را دربیارد و اگر مقصری در کار باشد ان مقصر ساز و کار فرهنگی است ونه سازندگان

گشت ارشاد

از سوی دیگر نمیشود باور کرد که دوستان ندانن که این جور حرکتها فروش فیلم را زیاد میکند و فروش ۳۰۰ ، رمز دواینچی و... را از یاد برده باشند و یا فیلم های ضعیفی ایرانی که مجوز نگرفته، خیلی ها دیدن شرایط ، تهران من حراج و... اصولا حاشیه سازی در سینما هموراه عامل جذب مخاطب بوده و حتی عموما اگاهانه توسط عوامل پخش انجام میشود مثل قضیه جدایی و اخراجی۳ که پخش کننده یکسانی داشت و نفهمیدیم چه شد که مردم در دوطیف برای بالا بردن فروش  فیلم طیف خود لشکرکشی میکردن و حالا به همت انصار "گشت ارشاد" در دو روز اول با فروشی معادل ۵۵ میلیون شانس اول برای پرفروش ترین فیلم اکران نوروزی است

 

انچه مسلم است بسیجیان امروز بیش از حد معمول "لا اله" را بکار میبرن و در کلامشان "الا الله" نیست. فعالیتمان شده یکسره: نفی کردن، نقد کردن و کوبیدن  ولی تائید، تعریف و از همه مهمتر ساختن در کجای فعالیتهای به ظاهر فرهنگی ما قرار دارد؟

لذا از عموما بچه بسیجی ها داغ کرده ، رگ غیرت باده کرده عاجزانه درخواست دارم به جای این حرکتهاهای رسانه ای، پاسخ هنر را با هنر بدهند و به ساخت کالاهای فرهنگی قابل رقابت بپردازنند و اگر سوادش موجود نیست در طلب علمش قدم بردارند.

--------------------------------

نقد بسیار زیبای تابناک بر متحصنین


برچسب‌ها: گشت ارشاد, انصار, نقد انصار حزب الله, فروش گشت ارشاد, تجمع انصار
نوشته شده در 91/01/01ساعت 13:27 توسط Dideban|

اولین عید* بعد از ازدواجمان بود لبنانی ها رسم دارند که دور هم جمع شوند. مصطفی به خانه ی پدرم نیامد و در موسسه ماند . شب از او پرسیدم: خیلی دوست دارم بدونم  که چرا شب نیومدی؟ گفت الان عیده و خیلی از بچه ها رفتن پیش خانواده هاشون ، اونها وقتی برمیگردن برای این۲۰۰ - ۳۰۰ نفری که در موسسه ماندن تعریف میکنن که چنین و چنان شد. من باید توی مدرسه بمونم ، با اینها ناهار بخورم ، سرگرمشان کنم تا وقتی اونها تعریف کردن ، اینها هم چیزی برای تعریف کردن داشته باشن.

غاده جابر همسر شهید چمران

شهید چمران در بین ایتام لبنانی

***

شهید چمران در میان ایتام لبنانی

***

بهتر انست که ما نیز بجای گرفتن ژست های مذهبی و نقادانه همیشگی خود

 سیره شهید چمران را در حد توان دنبال کنیم

 طرح اکرام ایتام و طرح های مشابه شروع خوبی است

***

*مسلما این عید ، عید نوروز باستانی نیست.


برچسب‌ها: شهید چمران, عید, اکرام, ایتام, راه شهدا
نوشته شده در 91/01/01ساعت 0:14 توسط Dideban|

چندی پیش عده ای از دوستان گفتن برنامه ای برگزار کنیم در مورد انقلاب و روی دستاوردهای نسل های انقلاب (خصوصا نسل سوم) بحث کنیم.این جور که دوستان تقسیم بندی کردن نسل اول انقلاب کرد؛ نسل دوم دفاع نظامی؛ نسل سوم گسترش انقلاب و جهاد در تمام زمینه ها

در مورد نسل اول ودوم که چیزی جز رشادت و حرفی جز تحسین نیست و اما نسل سوم

گویند که نسل سوم تولید علم بسیاری داشته. ولی نمیگویند از این انبوه مقالات علمی چه تعداد فارسی بوده و چه میزانش به صنعت رسیده است و اصولا از میان تمام شاخه علمی در چند شاخه ایران حرفی برای گفتن دارد؟

گویند در برابر تهاجم فرهنگی مقاومت کرده است. گویی دوستان در کشوری دیگر زندگی میکنند که وضع حجاب،اعتیاد،مدها و گفتار روزانه مردم نمیبینندو نمیشنودند. هم اکنون درصد بالایی (به روایتی ۸۰درصد)از دختران دبیرستانی دوست پسر دارند و هم اینها مادران فردای ایران هستن و ...

گویند فرهنگمان اسلامی شده یا نزدیک شده.سن بالای ازدواج، امار بالای طلاق، دروغ، دزدی اسید پاشی در کجای اسلام بوده که ما ندیدم و اصولا چه تغییر بنیادین در دل مردم ایجاد شده؟ اگر دانش اموزی به زور  حجاب داشته باشد که هنر نیست هنر نزد ان دختر ترکیه ایست که برای درسش دل از سرزمینی مادریش میکند تا علم را اسلامی تجربه کند

اقتصاد هم که بوی گند رسوایی هایش در سال جهاد اقتصادی کشور را فراگرفته اختلاس کلان، مقام سوم در تورم یا به روایتی نهم، رشد کم اقتصادی و ادامه وابستگی به نفت، صادرات ۳۵ میلیاردی در برابر ورادات ۵۰میلیاردی و...

این مطالب دیگر تکراری و ملالت بار شده اند و ملالت بارتر افراد منفی گرایی که صرفا این اخبار را برجسته میکند و یا مثبت بافهایی که روند موجود را مثبت میدانند. در استانه ورود به سی و چهارمین سال انقلاب، الگو گرفتن از دهه اول و عبرت گرفتن از دهه های دوم و سوم لازم است. باید شکست های دو دهه اخیر بررسی و قبول شوند تا راه برای اصلاحشان باز شود. مطالعه و اطلاع رسانی از جمله ساده ترین راه هایی است که به ذهن میرسد.

 و کلام اخر:

با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه


برچسب‌ها: دستاورد, انقلاب, دستاورد انقلاب, نقدی بر انقلاب
نوشته شده در 90/11/20ساعت 12:10 توسط عصر بیداری|

به نام خدا

گویند در یکی از شهرهای ایران شاگردی نزد استاد معتمد خود رفت و خواستار ازدواج با یکی از دختران استاد شد؛ استاد هم استقبال کرد و قول داد یکی از دخترهایش را به او بدهد به شرطی که سخت  کار کند و صبور باشد. بعد از چند ماه دختر اول به خانه بخت رفت و استاد گفت تو صبر کن که نفر بعد تویی. دختر دوم رفت و استاد گفت تو صبور باش که سومی زیباتر است. سومی ازدواج کرد و استاد گفت تو به من اعتماد کن که چهارمی جهیزیه ای پربار دارد. دختران استاد یکی یکی ازدواج کردن و با هر ازدواج، شاگرد پیرتر میشد تا با ازدواج اخرین دختر، دلش شکست و به خود امد. فهمید که تمام این مدت فریب خورده پس بارش را بست تا به دیاری دیگر برود و در چهل سالگی فکری برای ازدواج کند.

مدتها ست که ملتی به انتخاب خود، عده ای را استاد کردند و 70میلیون ایرانی شاگردی این اساتید را میکنند

خاوری که رفت گفتند صبور باشید "ماموریت است برمیگردد" رفت و نیامد گفتند "بازگرداندن برای ما مشکل نیست" و وقتی برنگرداندنش گفتند که اصلا قرار نبود که بیاید و هرزگاهی اساتید مرحمت نموده و میگویند صبر کنید که "سرنخ های جدید پیدا کردیم" و ما مدارک جمع کردیم و ما .. و ما .... والی اخر

و هر چقدر در این بازی اساتید لودگی فرموده و دنده پهنی نموده ؛ این شاگردان هستن که حیا و شرم را خلط نموده و صبر را با حماقت جا به جا و این دور باطل همچنان ادامه دارد.


داستان ابتدایی واقعی است

تقدیر نمایندگان مجلس از استفای خاوری 6مهرماه

نوشته شده در 90/10/17ساعت 16:28 توسط عصر بیداری|


آخرين مطالب
» نقدی بر کپی و پیست های بدون...
» یک عکس ، یک دریا سند
» ازدی بیان
» تحریم ها فرصتند!؟!
» "لا اله" بدون "الا الله"
» عید شهید چمران
» دستاوردهای انقلاب بعد از 68؟!؟
» این صبر، حماقت است
» انتظار افیونی
» پس چرا بر نی شدی ای محلقا
Design By : Pars Skin